بیست و چند سال پیش دخترک ، اومده به این دنیا ، آن هم چه دنیایی و چه مکانی ، ایران ، مشهد ، خانواده ای مذهبی و سنتی و ثروتمند، که هر کدام از این فاکتور ها به تنهایی کافی است تا نابود کند زندگی دخترک را !!!!
اما اگر فکر می کنید که زندگی دخترک نابود شده است ، سخت در اشتباهید، چون دخترک صبوری کرده است و تحمل کرده است و قد کشیده است ، دخترک در حصار خود جنگیده است و خوانده است و خوانده است ، دخترک شبیه بقیه ی ادم های دور و برش نشده است و استعلا یافته است .... دخترک را آزار داده اند ، محدودش کرده اند ، به اسم سنت و مذهب جلوی برون رفت او را سد کرده اند .... اما دخترک خروشیده است ، در زمان و مکان خودش ،کاری کرده است کارستان ،دخترک متفکر است ، دخترک اندیشمند است ، دخترک سرشار از حس های تجربه نکرده است ،اندیشه در دخترک ته نشین شده است ، دخترک سرشار از شعر است ، دخترک مصداق خواستن و توانستن است ، دخترک ایستاده است ،جنگیده است ، اما ذلت را نپذیرفته است ،دخترک فیلسوف است ،دخترک می گوید حالش خوب است ، می گوید دیگر یاد گرفته است که بسازد ... اما من می دانم دخترک برای همه بزرگتری می کند و ....
دخترک را دوست دارم و برایش بهترین آرزوها را دارم ، به امید تولدی دیگر برایش ، در زمان و مکانی دیگر .
پی نوشت به دخترک . من بلد نیستم به شیوه ی آدم گونه تولدت را تبریک بگویم ، خودت می دانی که !

